مفهوم “مثلث اوليه” كليد مدل يكپارچه شده هيستريا

ترجمه و تلخیص: سبا مقدم

 

مقاله با توضيح متفاوتی از مفاهيم جدايى و تفرد و مثلث سازى اوليه، مدل يكپارچه اى در توضيح شكل‌هاى خوش خيم و بدخيم هيستريا در زن و مرد ارائه مى دهد.

مثلث سازىِ اوليه: كودك آدمى از ابتدا به علت داشتن ايگوى ضعيف، براي مراقبت و توضيح احساساتش و مواجه شدنش با ناكامى‌هاى زندگي به ايگوى كمكى والدين نياز دارد: هر دو والد به همراه كودك و احساساتش، يك مثلث را مى سازند.

اگر مادر بتواند به خوبى ضلع سوم مثلث را بازى كند، غيبت پدر آسيب جدى به شكل گيرى ساختار مثلثى در روان كودك نمى زند. اگر اين اتفاق نيفتد و مثلث شكل نگيرد، كودك مجبور است خودش با ابزارهاي در دسترش براي بقاى روانى اش، مثلث روانى بسازد .

هيستريا در زنان: هيستريك آينده، در رابطه تعارضى اش با مادر تهديد كننده، محروم كننده و طرد كننده، پدر را جهت كاركرد مثلثىِ كمكى به قدر كافى در دسترس نداشته است؛ در نتيجه جدايى از مادر و كل فرايند جدايى-تفرد برايش كارو تقريباً غيرممكن مى شود.

در اين فرايند كودك تحت فشار است و نياز به جدايى دارد؛ او فعلانه تلاش مى كند كه توجه پدر را به دست بياورد و تنها زمانى موفق مى شود كه بفهمد براى پدر جذاب و جالب بوده است.

به عبارتى ديگر، تمايل جنسى شده دختر به پدر، دفاعى پيشرفته در مقابل وابستگى به مادر است. اگر دختر كلاً در جلب توجه پدر شكست بخورد و يا حتي پدر هم مثل مادر، ابژه اى تهديد كننده شود، هيستريا ايجاد نمى شود؛ چراكه هيستريا به موثر افتادن حداقلى از تلاش‌هاى جنسي شده، نياز دارد. در اين صورت دختر به مدل‌هايى ديگر پناه مى برد: مثلاً همجنسگرايى يا برقرارى مجدد(پسرونده) رابطه همزيست گونه با مادر.

نتيجه مطلوب وقتى است كه تلاش دختر كارساز شود و بتواند نظر پدر راجلب كند و پدر با اعتدال و لذت به او پاسخ دهد؛ در اين صورت او(پدر) تبديل به ابژه سوم شده و ارتباط با مادر نيز كمتر تهديدآميز مى شود.

اما اگر برخورد پدر با دختر جنسى شود و تعارض‌هاى جنسى حل نشده اش را وارد رابطه كند، ترومايى جديد روى تروماى قبلى (با مادر) سوار مى شود. رقابت اديپى با مادر شديدتر شده و همراه با حس گناه شديد باعث تخريب رابطه با مادر مى شود. در اين صورت ديگر حتي مادر را نيز به عنوان ابژه ليبيدويى ندارد.

اين تجربه منفي نتيجه تلاش جنسى شده براي بدست آوردن پدر، منجر به نااميدي از او شده ولى اين نااميدى سركوب و انكار مى شود.

دختر ممكن است در نتيجه تروماى شديد، شروع به زيرسوال بردن خود كند، نخواهد بزرگ شود و مسئوليت بپذيرد و در نهايت دست به كنش نمايى زند.

هيستريا در مردان: مرد هيستريك نيز رابطه اوليه تهديدكننده با مادر داشته است و زمان زيادى را با او( از نظر روانى) تنها بوده است. مسئله جدايى و تفرد چنين فردى حل نشده و حضور ناكافى پدر به عنوان ضلع سوم مثلث را تجربه كرده است.

پسر نيز در ابتدا تلاش مى كند پدر را براى كاركرد مثلثى مورد نيازش براى جدايى، جذب كند. اگر موفق نشود و با پدرى در كار نباشد، بايد خود راه حلي بيابد؛ پسربچه فالوس بت شده و جنسي شده اش را جايگزينى براى پدر و رهايى از حس بى پناهى در ارتباط با مادر مى بيند.

به اين ترتيب هيستريك براى اغوا كردن مادر، درواقع روي به همان ابژه اى مياورد كه پيشتر سوءاستفاده گر، تهديدكننده و طرد كننده بوده است. يعنى نزديك شدن به او اين احتمال را دارد كه هر آن اين رابطه به شكل تهديدكننده تغيير شكل دهد. پس اين راه حل جنسي، صرفاً به هدف اغوا كردنِ مادر نيست، بلكه كاركرد دفع كردن هم دارد. يعنى همزمان كه به زن‌ها(مادر) توجه مى كند و تلاش در اغوايشان دارد، همزمان نيز بايد فاصله را با آنها حفظ كند.

نويسنده در انتهاى مقاله در مورد انحراف نيز توضيحات مفصلى ارائه مى دهد و توضيح مى دهد چگونه هيسترى تبديلى در فضاى درمان كاركرد ضلع سوم پيدا مى كند و واسطه اى بين بيمار و درمانگر و مانع صميميت آن دو مى شود.

 

 Rupprecht-Schampera U. (1995). The Concept Of Early Triangulation As A Key To A Unified Model Of Hysteria. Int. J. Psycho-Anal., 76:457-473

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.